با توسعه کسب و کار و پیچیده شدن زندگی کاری، به عنوان یک مدیر با مشکلات و مسائلی مواجه خواهید شد که ممکن است در نگاه اول غیرقابلحل به نظر برسند؛ اما با درک راهکارهای هوشمندانه حل مسئله از جمله طوفان فکری، درمییابید که چنین نیست. کتاب راهکارهای هوشمندانه با عنوان فرعی ۶۸ تکنیک برای طوفان فکری، حل مسئله و تصمیمگیری، اثری است از دیوید کاتن که شما را در این مسیر همراهی میکند. این کتاب در ایران توسط فرشید فلاطوننژاد به فارسی ترجمه شده و نشر توسعه نوین آن را در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است.
کتاب راهکارهای هوشمندانه مجموعه ای شامل ۶۸ راهکار و تکنیک برای فکر کردن و تصمیمگیری صحیح را به خواننده ارائه میدهد. نگارنده این راهکارها را از تحلیل منابع مختلف (از مشکلات روزمره و جاری سازمان تا روشهای خلاق مشارکت) به دست آورده است. نکته مثبت کتاب راهکارهای هوشمندانه این است که تکنیکها و راهکارهای آن صرفنظر از تعداد مشارکتکنندگان، در موقعیتهای مختلف قابل استفاده هستند. مدیران و رهبران سازمان، با کم و زیاد کردن تعداد شرکتکنندگان در تصمیمگیری و تفکر، میتوانند از آموزههای این کتاب در جهت جاریسازی روشهای خلاقانه در سازمان خود بهرهمند شوند.
در کتاب راهکارهای هوشمندانه، ماهیت هر تکنیک، زمان و شرایط مناسب برای استفاده از آن، نحوه اجرا و نقاط ضعف و قوت و حتی مقیاس پیادهسازی آن شرح داده شده است. به این ترتیب قادر خواهید بود با در نظر گرفتن شرایط، بهترین راهحل را بیابید. از مهارتهایی که با مطالعه این کتاب میآموزید، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بخشی از این کتاب به تشریح تکنیک های طوفان فکری اختصاص دارد. طوفان فکری در سادهترین شکل، فراهم کردن شرایطی برای دریافت بیشترین تعداد ایدهها بدون در نظر گرفتن کیفیت آنها است. اما در شرایط فعلی ممکن است روش سنتی طوفان فکری، کارایی لازم را برای حل مسئله نداشته باشد و لازم باشد از ایدهها و ابزارهای نوینی برای آن استفاده کنیم. مدلها و ایدههایی که کتاب راهکارهای هوشمندانه برای طرفداران طوفان فکری ارائه داده، اطلاعات مفیدی درباره کاربرد عملی این تکنیک به خواننده میدهد، بدون شک بعد از مطالعه این کتاب، از تکنیک طوفان فکری بیشتر و بهتر استفاده خواهید کرد.
دیوید کاتن اندیشمند و صاحبنظر بریتانیایی، پس از بیست سال تجربه کار با مجموعههای بزرگ، از سال ۲۰۰۲ به عنوان یک مربی کسب و کار، فعالیت خود را به صورت مستقل ادامه داد. از او کتاب دیگری با عنوان Key Management Development Models هم منتشر شده است. بدون اغراق میتوان ادعا کرد که او در چهار قاره جهان و بیشتر از ۴۰ کشور دنیا طرفداران خود را دارد. کاتن کتاب The Smart Solution Book را در سال ۲۰۱۶ به رشته تحریر درآورد. متن کامل مقاله را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
حل بعضی از مشکلات و مسائل، از عهده یک نفر خارج است و به همفکری و هماندیشی افراد دیگر هم نیاز دارد. با چنین موقعیتهایی در مسائل کاری بیشتر برخورد خواهیم داشت. در این شرایط لازم است همه به میدان بیایند و افکار و ایدههای خود را به اشتراک بگذارند. جلسه طوفان فکری همان چیزی است که در این شرایط به آن نیاز داریم.
بیش از ۸ دهه از زمانی که تکنیک طوفان فکری به دنیا معرفی شد، میگذرد و این تکنیک سالها است که برای یافتن راهحلهای خلاقانه به سازمانها و تیمها کمک میکند. با این حال به این سادگی هم که به نظر میرسد، نیست. برای بهره بردن از جلسه طوفان فکری باید راه صحیح اجرای آن را بدانید. این مقاله را به معرفی تکنیک طوفان فکری و مزایا و اهمیت آن اختصاص دادهایم. با آوات همراه باشید.

طوفان فکری یا بارش فکری (Brainstorming) یک تکنیک خلاقیت گروهی و یکی از روشهای حل مسئله است که به منظور یافتن راهحل برای یک مشکل خاص استفاده میشود. این تکنیک با جمعآوری و ثبت ایدههای جدید از اعضای تیم انجام میشود تا بهترین راهحل حاصل شود. جلسات طوفان فکری معمولاً از تعداد محدودی از اعضای اصلی تیم تشکیل میشود و معمولاً توسط یک مدیر یا تسهیلکننده هدایت میشود.
طوفان فکری طی سالها تکامل یافته است. با این حال چهار اصل اساسی آزبورن، هنوز هم دستورالعملهای اصلی این تکنیک به شمار میروند. این اصول عبارتند از:
کمیت مهمتر از کیفیت: طوفان فکری کیفیت ایدهها را با اصلاح، ادغام و توسعه افزایش میدهد
انتقاد نکنید: اعضای تیم باید آزادانه هر ایدهای را که به ذهنشان میرسد، بدون دریافت بازخورد ارائه کنند
از ایدههای خلاقانه استقبال کنید: تشویق اعضای تیم به تفکر خارج از چارچوب، بلیط شما برای موفقیت است
ایدهها را ترکیب کنید: بین پیشنهادات مختلف ارتباط برقرار کنید تا روند حل مشکل را پیش ببرید
تکنیکها و فرآیندهای طوفان فکری، به تیم شما کمک میکند تا نوآوری و همکاری مشترک داشته باشند. هیچ راه درستی برای برگزاری یک جلسه طوفان فکری وجود ندارد. برگزاری جلسات طوفان فکری چه به صورت انفرادی و چه به صورت گروهی، میتواند فعالیت مفیدی برای تولید ایدههای جدید باشد. مزایای طوفان فکری را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
آزمون دیسک افراد را بر اساس ویژگیهای شخصیتی در چهار گروه دستهبندی میکند و در شناسایی نقاط ضعف و قوت، علایق و مسیرهای شغلی احتمالی فرد در آینده، نتایج بسیار دقیقی به دست میدهد. بر اساس این نظریه، شخصیت هر فرد ترکیبی از چهار سبک نتیجهگرایی (D)، تاثیرگذاری (I)، ثباتگرایی (S) و وظیفهگرایی (C) است.
نمودار آزمون DISC دو محور افقی و عمودی دارد. محور افقی، دامنه شخصیت افراد را از وظیفهمحور تا فردمحور مشخص میکند. در محور عمودی نیز شخصیت افراد از درونگرا تا برونگرا مشخص میشود. بر این اساس، چهار تیپ شخصیتی بر اساس اطلاعات این آزمون قابل شناسایی است:

تیپ شخصیتی راهبر
تیپ شخصیتی که در بالا و سمت چپ نمودار قرار میگیرد، مسلط یا راهبر است. این افراد برونگرا و وظیفهمحور هستند و در مشاغلی بهتر عمل میکنند که کسب نتیجه مهمترین عامل موفقیت باشد.
تیپ شخصیتی ابرازگر
ربع دوم نمودار DISC به افراد اجتماعی یا ابزارگر یا اثرگذار اختصاص دارد. این افراد که برونگرا و فردمحور هستند، ارزش زیادی برای روابط قائلند و سخنران، فروشنده و مدیر خوبی خواهند شد. ابزارگرها در هر موقعیت شغلی که نیازمند سطوح بالای تعامل با سایر کارکنان باشد، موفق عمل میکنند.
تیپ شخصیتی رابطهساز
ربع سمت راست و بالای نمودار DISC مربوط به افراد رابطهمحور است که رابطهساز نامیده میشوند. افراد رابطهساز در عین درونگرا بودن، اهمیت زیادی به افکار و احساسات دیگران میدهند. این افراد برای روابط دوستانه در محیط کار ارزش بالایی قائل هستند و در هر کاری که نیاز به برقراری رابطه نزدیک با دیگران داشته باشد، خوب عمل میکنند.
تیپ شخصیتی تحلیلگر
در تست دیسک ربع چهارم که در قسمت پایین و سمت چپ نمودار قرار میگیرد، به شخصیتهای تحلیلگر یا متفکر تعلق دارد که در نتایج آزمون به آنها شخصیتهای سازگار گفته میشود. این افراد تودار و وظیفهمحور هستند و دقت زیادی در کار خود دارند؛ در عین حال ترجیح میدهند تعامل زیادی با همکاران خود نداشته باشند.
لازم است یک بار دیگر بگوییم که هیچکدام از تیپهای شخصیتی بد نیستند؛ پس افراد منفی که حضورشان به تیم و سازمان صدمه میزند، از کجا پیدا میشوند؟ توصیه میشود مدیران از ترکیب چند تست شخصیتشناسی برای شناسایی نقاط تاریک شخصیت کارکنان استفاده کنند. در این صورت استفاده از مشورت یک روانشناس نیز میتواند مفید باشد. لازم به ذکر است که اینگونه اقدامات پیشگیرانه، از بروز آسیبهای جدی به سازمان جلوگیری میکند و نوعی سرمایهگذاری به شمار میرود. برای اطلاع از نحوه مدیریت انواع تیپهای شخصیتی بر اساس آزمون دیسک، به وبلاگ آوات مراجعه کنید.
در پست قبل در مورد اهمیت شناسایی شخصیت کارکنان نوشتیم، در این پست یکی از ابزارهای شخصیتشناسی رو معرفی میکنیم. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که کسی خود را ESTP معرفی کرده باشد و شما هیچ ایدهای نداشته باشید که او در مورد چه صحبت میکند! پس وقتش رسیده که در مورد تیپ های شخصیتی و تست ام بی تی آی بیشتر بدانید.
کد چهار حرفی که افراد برای معرفی شخصیت خود از آن استفاده میکنند، نتیجه آزمون MBTI است؛ یک پرسشنامه روانسنجی که برای شناسایی نوع شخصیت، نقاط قوت و اولویتهای افراد به خصوص در محیط کار طراحی شده است. این تست توسط ایزابل مایرز و کاترین بریگز طراحی شده و مبنای آن تیٔوری کارل یونگ در مورد انواع شخصیت بوده است.
پرسشنامه آزمون MBTI از چهار مقیاس به شرح زیر تشکیل شده است. در هر مقیاس افراد در دو گروه دستهبندی میشوند که منعکسکننده صفات و نگرش آنها است. پس از سنجش نمرات افراد در مقیاسهایی که گفته شد، میتوان تیپ شخصیتی آنها را با یک کد چهار حرفی نشان داد. بر این اساس، ۱۶ حالت ایجاد میشود که برای هر کدام از آنها، ویژگیهای مختلفی تعریف شده است.
✔ درونگرا (I) یا برونگرا (E)
✔ شهودی (N) یا حسی (S)
✔ احساسی (F) یا منطقی (T)
✔ قضاوتی (J) یا ادراکی (P)

تمام آنچه آزمون امبیتیآی بیان میکند، ترجیحات آزموندهندگان است؛ نه کارکردهای آنها. ترجیحات اطلاعات خاصی به مدیران نمیدهند؛ آنچه در مدیریت منابع انسانی اهمیت دارد، کارکردهای افراد است که بر اساس نظریه کارکردهای کارل یونگ شناسایی میشود. از طرف دیگر هر فرد نکات منفی هم در وجودش دارد، مثلاً صفاتی مانند خودخواه، سودجو یا تنبل در تست ام بی تی آی جایی ندارند. مشکل اصلی اینجا است که مقیاسهای آزمون دووجهی هستند، در حالی که شخصیت افراد بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان به این سادگی آن را در دو سر یک طیف قرار داد.
شما تا به حال در آزمونهای شخصیتشناسی شرکت کردهاید؟ تیپ شخصیتی شما بر اساس این آزمون کدام است؟ متن کامل مقاله آزمون ام بی تی آی را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
تیپ شخصیتی به افرادی اشاره میکند که ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی یکسان یا مشابهی دارند. به طور غیررسمی تیپهای شخصیتی زیادی قابل شناسایی هستند که به صورت عمومی و بدن نیاز به روشهای علمی هم قابل تشخیص هستند؛ از جمله تیپ مادر، تیپ ورزشکار، تیپ تنبل، تیپ وسواسی و.... اما این دستهبندیها مبنای علمی ندارند و تا حد زیادی از قضاوتهای شخصی نشأت میگیرند. نظریهپردازان علم روانشناسی، تئوریهای زیادی را برای تشخیص تیپ شخصیتی افراد ارائه کردهاند؛ به عنوان مثال کارل یونگ روانشناسی سوئیسی، افراد را در دو دسته درونگرا و برونگرا طبقهبندی کرده است.

شناختن تیپ شخصیتی افراد باعث میشود بتوانیم راحتتر با آنها ارتباط برقرار کنیم. اگر بدانیم رفتارهای اطرافیان ما تا چه حد در ویژگیهای شخصیتی آنها ریشه دارد، میتوانیم تنش را در روابطمان به حداقل برسانیم. این امر به خصوص در محیط کار و در روابط میان کارکنان و مدیران اهمیت بیشتری دارد. شناسایی و دستهبندی کارکنان بر اساس آزمونهای شخصیتشناسی به چند دلیل دارای اهمیت است:
· به مدیران و کارکنان کمک میکند تا گرایشهای خودآگاه خود را تشخیص بدهند و درک کنند
· در نظر گرفتن تیپ شخصیتی، امکان انتخاب صحیح شغل از سوی کارمند و همچنین واگذار کردن شغل مناسب از سوی کارفرما یا مدیر را میسر میسازد
· شناسایی تیپ شخصیتی افراد، ناسازگاریهای میانفردی و بروز درگیریهای میان کارکنان را توضیح میدهد
· در مراحل پیشرفتهتر، امکان آگاهی از گرایشهای ناخودآگاد کارکنان نیز با شناختن تیپ شخصیتی آنها امکانپذیر میشود
· با شناسایی تیپ شخصیتی کارکنان، میتوان از دلایل عملکرد ضعیف آنها آگاهی یافت و هزینههای ناشی از قطع همکاری با سازمان را کاهش داد
شناسایی شخصیت افراد بر اساس شواهد و برداشتهای شخصی، نتایج درستی را به دست نمیدهد و از اعتبار کافی برخوردار نیست. برای این کار لازم است از ابزارهای علمی تایید شده استفاده شود. همزمان با توسعه علم مدیریت، آزمونهای مختلفی برای تعیین تیپ شخصیتی افراد طراحی شده است؛ از جمله تست رغبت شغلی هالند، آزمون هگزاکو، آزمون انیاگرام، تست هوش گاردنر، تست مهارت مذاکره پیره، آزمون کمالگرایی هیل، الگوی پنج بزرگ و....
لازم است یک بار دیگر بگوییم که هیچکدام از تیپهای شخصیتی بد نیستند؛ پس افراد منفی که حضورشان به تیم و سازمان صدمه میزند، از کجا پیدا میشوند؟ توصیه میشود مدیران از ترکیب چند تست شخصیتشناسی برای شناسایی نقاط تاریک شخصیت کارکنان استفاده کنند. در این صورت استفاده از مشورت یک روانشناس نیز میتواند مفید باشد. لازم به ذکر است که اینگونه اقدامات پیشگیرانه، از بروز آسیبهای جدی به سازمان جلوگیری میکند و نوعی سرمایهگذاری به شمار میرود.
متن کامل مقاله شناسایی تیپ شخصیتی کارکنان و آزمون دیسک را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
دورکاری یک شمشیر دو لبه است! اگر اصول و قواعد دورکاری را رعایت نکنیم، نهتنها کمکی به افزایش بهرهوری نمیکند، بلکه بازدهی را از حالت عادی کمتر هم میکند. برای یک دورکاری موفق، موارد زیر باید رعایت شوند:

✴ فضای کار اختصاصی
برای دورکاری کردن لازم است مرز بین زندگی و کار خود را به طور واضح مشخص کنید. یکی از راههای جدا کردن کار از زندگی، اختصاص دادن یک فضا به کار است. بهتر است از این فضا فقط برای کار استفاده کنید تا مغز شما هنگام قرار گرفتن در آن، به کار متمرکز شود. در پایان کار وسایل خود را جمع کنید و آن فضا را ترک کنید.
✴ رعایت روتین روزانه
درست است که میتوانید صبحها دیرتر از رختخواب خارج شوید، اما لازم است کار خود را در ساعت مشخصی آغاز کنید و در ساعت مشخصی به پایان برسانید. این که در محیط کار حاضر نمیشوید، نباید باعث شود از نظم و انضباط کاری فاصله بگیرید.
✴ مدیریت زمان
زمانی که در منزل کار میکنید ممکن است مشغول شدن به کارهای دیگر مانند درست کردن غذا، وقت شما را بگیرد و از کار بازبمانید. لیستی از کارهای روزانه خود تهیه کنید و تا زمانی که به نتیجه مطلوب نرسیدهاید، کار کردن را متوقف نکنید. طوری زمانبندی کنید که زمان استراحت شما مشخص باشد.
✴ تفکیک کار از زندگی
این که در منزل کار میکنید، ممکن است باعث شود نتوانید کار را از زندگی تفکیک کنید و وقت آزاد خود را به کار اختصاص بدهید. دقت کنید که کار نباید زندگی شخصی شما را تحت تاثیر قرار بدهد. در روزهای تعطیل به ایمیلها و پیامهای کاری پاسخ ندهید و تا دیروقت کار نکنید.
متن کامل مقاله بهره وری در دورکاری را در وبلاگ آوات بخوانید. شما چه شگردی برای افزایش بهرهوری در دورکاری دارید؟

دورکاری یکی از مفاهیم نسبتاً نوین در بازار جهانی کسب و کار است که نوع جدیدی از ارتباط میان کارمند و کارفرما را تعریف میکند. در این تعریف، کارمند به جای این که هر روز در محل کار حاضر شود، در خانه یا هر جای دیگری کار میکند و حجم کاری را که برای او تعریف شده، انجام میدهد. صاحبنظران علم مدیریت بر این باورند که دورکاری مزایای زیادی هم برای کارمند و هم برای کارفرما دارد، اما در عین حال در صورت بیتوجهی و در نظر نگرفتن جزئیات، میتواند به ضرر کارفرما تمام شود.

شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عمل اینطور نیست! دورکاری فقط به معنی ماندن در خانه به جای مراجعه هر روزه به دفتر کار نیست. اجرای این استراتژی هم برای کارکنان و هم برای صاحبان کسب و کار، سختیهایی به دنبال دارد که با راهکارهای نرمافزاری، سختافزاری و مدیریتی میتوان به آنها غلبه کرد. در ادامه نکات مدیریتی دورکاری را با هم مرور میکنیم:
دورکاری یک شمشیر دولبه است! اگرچه راهحل بسیاری از مشکلات سازمانی است و هزینههای سازمان را تا حد زیادی کاهش میدهد؛ اما در عین حال در صورتی که درست مدیریت نشود، ممکن است بازدهی کارکنان و در نهایت سازمان را کاهش دهد و شما را از هدفتان دور کند. متن کامل مقاله را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
متدولوژی اسکرام یکی از روشهای مدیریت پروژه چابک است که در توسعه نرمافزار بر اساس فرآیندهای تکراری و افزایشی کاربرد دارد. اسکرام یک چارچوب چابک سازگار، سریع، انعطافپذیر و موثر است که به منظور ارائه ارزش به مشتری در طول توسعه پروژه طراحی شده است. هدف اولیه اسکرام، پاسخگویی به نیازهای مشتری در محیطی شفاف، تقسیم کار صحیح و پیشرفت مستمر است. توسعه، از یک ایده کلی در مورد آنچه باید ساخته شود، شروع میشود و با فهرستی از ویژگیهای مرتب شده بر اساس اولویت که صاحب محصول میخواهد به دست بیاورد، ادامه مییابد. این رویکرد بر اهمیت توانمندسازی تیمهای خودسازمانده تاکید میکند.

تاریخچه اسکرام
روش اسکرام در سال 1986 توسط دو استاد ژاپنی به نام هیروتاکا تاکوچی و ایکوجیرو نانوکا پایهگذاری شد. در سال 1993، جف ساترلند و تیمش در شرکت Easel با ترکیب مفاهیم مقاله تاکوچی و نانوکا با مفاهیم توسعه شیءگرا، کنترل فرآیند تجربی، توسعه تکراری و افزایشی و فرآیندهای نرمافزاری، فرآیند اسکرام را برای استفاده در توسعه نرمافزار ایجاد کردند. هدف از توسعه این روش، بهبود بهرهوری و همچنین توسعه سیستمهای پیچیده و پویا بود. اکنون شرکتهایی مانند هوندا، کانن، و فوجی زیراکس با استفاده از رویکرد مقیاسپذیر و مبتنی بر تیم برای توسعه محصول، محصولات جدید را برای ارائه در سراسر جهان تولید میکنند.
روش و فرآیند اسکرام
اسکرام دقیقاً تکامل یافته مدیریت چابک است. متدولوژی اسکرام بر مبنای مجموعهای از اقدامات و نقشها تعریف شده که در طول فرآیند توسعه نرمافزار رخ میدهند. اسکرام در بلوکهای موقت کوتاه و دورهای تحت عنوان Sprintاجرا میشود که معمولاً بین 2 تا 4 هفته در نظر گرفته میشوند. هر اسپرینت به خودی خود یک موجودیت است، یعنی یک نتیجه کامل را ارائه میکند؛ نسخهای از محصول نهایی که با کمترین تلاش ممکن به مشتری تحویل داده میشود.
فرآیند اسکرام در نقطه شروع، فهرستی از اهداف و نیازهای مشتری است که طرح پروژه را تشکیل میدهند. این مشتری پروژه است که این اهداف را با در نظر گرفتن ارزش و هزینه آن اولویتبندی میکند. دورههای تکرار و تحویل محصول هم بر اساس همین اولویتها تعیین میشوند.
بازار، خواستار کیفیت بالا و تحویل سریع با کمترین هزینه است. برای تامین این خواسته، شرکت تولیدکننده باید در توسعه محصولات بسیار چابک و انعطافپذیر عمل کند تا بتواند به چرخههای توسعه کوتاهی دست پیدا کند و تقاضای مشتریان را بدون افت کیفیت برآورده کند. اسکرام یک روش بسیار کاربردی است که خواستههای بازار، مشتری و تولیدکننده محصول را برآورده میکند.
روش اسکرام عمدتاً برای توسعه نرمافزار استفاده میشود، اما سایر بخشها نیز با پیادهسازی این متدولوژی در مدلهای سازمانی مانند تیمهای فروش، بازاریابی و منابع انسانی و غیره، از مزایای آن بهره میبرند.
مزایای روش اسکرام
اسکرام مزایای زیادی نسبت به سایر روشهای توسعه چابک دارد و پرکاربردترین و قابل اعتمادترین چارچوب مرجع در صنعت نرمافزار است. در زیر برخی از مزایای شناخته شده اسکرام آورده شده است:
مقیاسپذیری
فرآیندهای اسکرام تکراری هستند و در دورههای کاری خاص انجام میشوند. این فرایند، تمرکز تیم را بر روی عملکردهای مشخص برای هر دوره آسانتر میکند. این امر نهتنها دستیابی به نتایج بهتر مطابق با نیازهای کاربر را ممکن میکند، بلکه به تیمها این توانایی را میدهد که ماژولها را از نظر عملکرد، طراحی، وسعت و ویژگیها به صورت منظم، شفاف و ساده مقیاسبندی کنند.
انطباق انتظارات
مشتری انتظارات خود را مشخص میکند و ارزش نیازهای خود را برآورد میکند؛ مالک محصول با اطلاعاتی که مشتری به او میدهد، اولویتهای خود را تعیین میکند؛ و تیم اجرایی آنها را برآورد میکند. به طور منظم، در دموهای اسپرینت، مالک محصول تأیید میکند که الزامات برآورده شده است و بازخورد را به تیم ارسال میکند.
انعطافپذیری در برابر تغییرات
یکی از مزیتهای دیگر روش اسکرام، امکان واکنش سریع به تغییرات نیازهای مشتری یا تحولات بازار است. این روش بهترین ابزار برای انطباق با الزامات متغیری است که در پروژههای بزرگ و پیچیده رخ میدهند.
کیفیت بالای محصول
روش کار اسکرام و نیاز به دریافت نسخه کاربردی پس از هر اسپرینت، باعث میشود ایرادات محصول به تدریج خود را نشان بدهند و محصول نهایی با کمترین ایراد به مشتری ارائه شود. به علاوه محصول در زمان کوتاهتری به مشتری یا بازار هدف ارائه میشود.
پیشبینی به موقع
با استفاده از روش اسکرام، میانگین سرعت تیم با بررسی سرعت پیشرفت اسپرینتها برآورد میشود. در نتیجه، میتوان تخمین زد که چه زمانی یک عملکرد خاص که هنوز در بکلاگ قرار دارد، در دسترس مشتری قرار خواهد گرفت.
کاهش ریسک
در هر پروژه ریسکهایی از قبیل هزینه، زمان و عملکرد، کیفیت محصول را تهدید میکنند. در روش اسکرام، باارزشترین عملکردها تعیین میشوند و سرعت پیشرفت پروژه نیز به خوبی قابل پیشبینی است. این عوامل در کنار هم، از بروز ریسکهای احتمالی جلوگیری خواهند کرد.
برای اطلاع از نقشهای افراد در روش اسکرام و همچنین انواع رویدادی های این روش، متن کامل مقاله روش اسکرام در مدیریت پروژه چابک را در وبلاگ آوات بخوانید.