همیشه یکی ازدغدغههای مدیران این بوده که مدیر بهتری باشند، اما باید دید «مدیر بهتر» دقیقاً چیست! برای تعریف دقیق مدیر خوب، باید دیدگاهمان را مشخص کنیم. ممکن است مهربانی یکی از ویژگیهایی باشد که کارکنان به مدیر خوب نیست میدهند؛ اما از دیدگاه مدیریتی، مدیر مهربان لزوماً مدیر خوبی نیست. کسانی که سادهگیری و مهربانی را با خوب بودن یک مدیر هم معنی میدانند، به مرور زمان سازمانی میسازند که در آن سنگ روی سنگ بند نمیشود! مدیر خوب مدیری است که همانقدر که به رفاه و رضایت کارکنان اهمیت میدهد، همانقدر هم به هموارسازی مسیر سازمان در جهت تحقق اهدافش توجه دارد.
مورد عجیب خانم وزیری
خانم وزیری یک زن مهربان است که حتی به عنوان یک مدیر هم دست از مهربانی برنمیدارد! او تلاش میکند تا همه کارمندانش را راضی نگه دارد و در این راه از هیچ کاری فروگذار نمیکند، حتی اگر به ضرر سازمان باشد. خانم وزیری به شدت به دغدغههای کارمندان اهمیت میدهد و وقت زیادی را به صحبت کردن با آنها اختصاص میدهد. اصلاً مدیران ارشد هم تحت تاثیر همین خصوصیتهای اخلاقی او را برای سمت مدیریت در نظر گرفتند. اما به مرور زمان همین خصوصیتهای اخلاقی که زمانی باعث محبوبیتش شده بودند، عاملی شدند که که او را تا یک قدمی اخراج هم پیش بردند! خانم وزیری در همان دامی افتاده بود که همه مدیران مهربان میافتند.

بیایید نگاهی به عملکرد خانم وزیری در سمت مدیریت بیندازیم: اوایل که خانم وزیری به واحد جدید آمد و پشت میز مدیریت نشست، کارمندانش خوشحال بودند. چون میدانستند که مدیر جدید به دغدغههای آنها اهمیت میدهد و به درد دلشان گوش میکند. از حق نگذریم، خانم وزیری برای گرفتن حق کارمندانش، با مدیران ارشد میجنگید! اما کم کم آن روی سکه نمایان شد. خانم وزیری نتوانست اهداف سازمان را محقق کند. بینظمی باعث شده بود کارها خوب پیش نرود و هر کسی دیگری را مقصر میدانست. کارمندان با هم درگیر میشدند و حل اختلافات آنها وقت بیشتری از خانم وزیری میگرفت. مهربانی بیش از حد خانم وزیری کار دستش داده بود!
مدیران مهربان یا مدیران اثربخش؟!
مدیریت کار پیچیدهای است! این پیچیدگی کار را برای مدیران مهربان آسان میکند؛ البته به شکلی که ناخواسته تأثیر منفی بر همکاران و سازمانشان داشته باشد. اکثر مدیران میخواهند کار درست را برای اعضای تیم و سازمان خود انجام دهند، اما یک ضرب المثل معروف وجود دارد که میگوید جاده جهنم با مهربانی هموار شده است! یکی از چالشهای مهم مدیریت این است که مهربانی بیش از حد میتواند بر عملکرد تیم شما تأثیر منفی بگذارد. نیت خوب و مهربانی مدیر باعث میشود او تصمیمهایی بگیرد که در لحظه خوب به نظر میرسند، اما در نهایت پیامدهای بلندمدت منفی دارند. درک اینکه چگونه نیت خوب میتواند باعث اشتباهات ناخواسته اما پرهزینه شود، به مدیران کمک میکند تا از این چهار دام رایج اجتناب کنند.
چهار اشتباه رایج مدیران مهربان
مدیران سادهگیر و مهربان اغلب چهار اشتباه رایج را تکرار میکنند که هزینههای زیادی برای سازمان در پی دارند. متن کامل مقاله را در وبلاگ آوات مطالعه کنید. مدیران باید درک کنند که مهربان بودن و نیت خوب، کافی نیست، در مقابل باید تأثیر اقدامات خود را ارزیابی کرده و در مورد آنها تأمل کنند و در صورت نیاز تغییرات لازم را انجام دهند. مدیری به معنای کامل بودن نیست و موفقیت به خودارزیابی دقیقی بستگی دارد که مدیر را قادر میسازد تا سازگار، سازگار و تکامل یابد. درک چهار اشتباه رایج که مدیران مهربان اغلب مرتکب میشوند، به شما کمک میکند تا با قدرت بیشتری در مسیر تحقق اهداف سازمانی گام بردارید. اجازه ندهید یک استعداد ذاتی، به سلاحی تبدیل شود که خودتان را نشانه رفته است!
یکی از قوانین شرکت گوگل این است که به کارکنانش اجازه میدهد روزانه بخشی از وقت خود را صرف پروژههای شخصی کنند؛ یعنی پروژههایی که نه تنها هیچ عایدی برای کمپانی ندارد، بلکه وقت کارمندان را هم میگیرد، آن هم وقتی که برایش حقوق میگیرند! وقتی با گوگل طرف هستیم، میدانیم که هر کارش حتماً حکمتی دارد! اما حکمت این کار گوگل چیست؟ خلاقیت! گوگل به کارمندانش اجازه میدهد وقت و انرژی و البته خلاقیت خود را صرف کاری کنند که دوست دارند. در مقابل چه چیزی به دست میآورد؟ یک ذهن باز و خلاق! کارمندان گوگل بخشی از زمان روزانه خود را به رشد فردی اختصاص میدهند، فرایندی که در نهایت هم خودشان از آن منتفع میشوند و هم گوگل!
همه اینها را گفتم که به نقش مهم خلاقیت در سازمانها اشاره کنم. خلاقیت یک مهارت مهم هم در محیط کار و هم خارج از آن است. تفکر خلاق میتواند به شما کمک کند تا راهحلهای خلاقانهای برای مشکلات ایجاد کنید و در هنگام کار بر روی وظایف کاری، دیدگاه خودتان را عوض کنید. با یادگیری و به کارگیری تکنیکها و تمرینهای خلاقیت، میتوانید این ویژگی را بهبود ببخشید. در این مقاله، 3 تکنیک خلاقیت را معرفی میکنیم که میتوانید خودتان یا در محل کارتان امتحان کنید. بقیه تکنیک های خلاقیت را میتوانید در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
تکنیک های خلاقیت چیست؟

تکنیک های خلاقیت به روشهایی گفته میشود که تفکر خلاق و مهارتهای مرتبط با آن مانند ایده پردازی، مدیریت ذهن و حل مسئله را در شما تقویت میکنند. در محل کار، میتوانید از این تکنیکها برای فعالیتهای گروهی یا مستقل استفاده کنید. برای مثال، تیمی که محصول، خدمات یا ابتکار جدیدی را توسعه میدهد، ممکن است از تکنیکهای خلاقیت برای ارائه ایدههای نوآورانه یا طراحی محصول استفاده کند. یا فردی که با چالشی در محل کار مواجه میشود، ممکن است از این تکنیکها برای ابداع راهحلهای خلاقانه برای عبور از آن استفاده کند.
16 تکنیک خلاقیت کاربردی
میتوانید از روشهای مختلفی برای بهبود تفکر خلاق خود استفاده کنید. در اینجا چند تکنیک وجود دارد که ممکن است به شما در ایجاد ایدههای خلاقانه تر و حل مشکلات پیچیده کمک کند:
تکنیک طوفان فکری
طوفان فکری یک تکنیک رایج برای ایدهپردازی است که رویکردهای مختلفی برای پیادهسازی آن در سازمان وجود دارد. هدف اصلی این تکنیک، ارائه بیشترین تعداد ایده و در نهایت انتخاب بهترین ایده برای اجرا است. به عنوان مثال، یک گروه ممکن است یک تایمر 5 دقیقهای تنظیم کند و به شرکتکنندگان اجازه دهد هر ایدهای را که به ذهنشان میرسد، بدون توجه به اینکه چقدر غیرعادی به نظر میرسند، به اشتراک بگذارند. پس از اشتراکگذاری، گروه میتواند این ایدهها را با صدای بلند مورد بحث قرار دهد و تصمیم بگیرند که کدام یک به بهترین وجه با نیازهای پروژه مطابقت دارند.
هنگام استفاده از تکنیک طوفان فکری، ضروری است که در مورد ایدههای تولید شده ذهنی باز داشته باشید و قضاوت نکنید تا اطمینان حاصل شود که همه شرکت کنندگان در اشتراک گذاری افکار خود احساس راحتی میکنند. گروهها معمولاً به شخصی نقش تسهیلگر میدهند که با نظارت بر جلسه طوفان فکری و حفظ یک فرآیند سازماندهی شده، جلسه طوفان فکری را در مسیر درست هدایت کند. آنها باید قبل از اینکه تصمیم بگیرند کدام ایده را دنبال کنند، همه گزینهها و قابلیت آنها را در نظر بگیرند.
تکنیک طوفان فکری منفی
در طوفان فکری منفی، شرکتکنندگان فهرستی از راهحلهای «بد» را برای مشکلی که میخواهند حل کنند، تولید میکنند. این تکنیک میتواند به راهحلهای خلاقانه منجر شود، زیرا گروهها موانع را شناسایی کرده و در جهت معکوس کردن آنها تلاش میکنند. به عنوان مثال، یک تیم ممکن است هدفی برای بهبود فروش داشته باشد. شرکتکنندگان میتوانند ایدههای بدی ارائه کنند که منجر به گران تر شدن محصول یا کاهش عملکرد آن میشود. مانند طوفان فکری، گروه میتواند تایمر تنظیم کند و تا حد امکان ایده بنویسد. سپس افراد در مورد ایده ها به صورت گروهی بحث میکنند و تعیین میکنند که چگونه این ایدههای منفی را به ایدههای مثبت تبدیل کنند.
تکنیک درخواست تصویر
در تکنیک درخواستهای تصویر، از تصاویر از پیش انتخاب شده برای ترویج ارتباطات آزاد در میان افراد یک گروه استفاده میکنند. با این تکنیک، جلسه گروهی با بیان مسئله شروع میشود. یک فرد به عنوان تسهیل کننده میتواند به هر شرکت کننده پوشهای با حداکثر ۱۰تصویر آماده ارائه کند یا تصاویر را یکی یکی به گروه ارائه دهد. با استفاده از تصاویر، افراد گروه ایدههای مرتبط با موضوع اصلی یا بیان مسئله را ارائه میکنند. این تکنیک میتواند به مدیریت فرآیند طوفان فکری با معرفی عناصر خارجی برای ایجاد ارتباطهای جدید و غیرمنتظره کمک کند.
مخلص کلام...
خلاقیت و ایده پردازی مهارتی است که نمیتوان نقش مهم و حیاتی آن را در کسب و کارها انکار کرد. حتی اگر این مهارت را داشته باشید، لازم است از تکنیک های خلاقیت برای تقویت یا اجرای آن در سازمان یا گروه استفاده کنید. هر کدام از این 16 تکنیک خلاقیت را میتوانید به صورت فردی اجرا و تمرین کنید و سپس به صورت گروهی در سازمان اجرا کنید. مطمئن باشید ساکتترین افراد گروه شما هم ایدههایی برای به اشتراک گذاشتن با شما دارند! این هنر شما است که این ایدهها را کشف و اجرا کنید!
منبع: indeed
شما معمولاً لیوان را نیمه خالی میبینید یا نیمه پر آن را؟ احتمالاً این سؤال را بارها شنیدهاید. پاسخ شما مستقیماً به مفهوم مثبت اندیشی و دیدگاه مثبت یا منفی شما نسبت به زندگی بستگی دارد. تفکر مثبت و مثبت اندیشی جایگاه مهمی در روانشناسی مثبت گرا دارد، حوزهای از روانشناسی که به مطالعه این موضوع اختصاص دارد، که چه چیزی باعث خوشحالی و رضایت افراد میشود. تحقیقات نشان داده است که تفکر مثبت میتواند به مدیریت استرس کمک کند، به مبارزه با احساس عزت نفس پایین کمک کند، سلامت جسمانی شما را بهبود بخشد و به بهبود دیدگاه کلی شما در زندگی کمک کند. این مقاله درباره چیستی مثبت اندیشی و فواید مثبت بودن برای سلامتی بحث میکند. همچنین برخی از استراتژیهایی را که میتوانید برای تبدیل شدن به یک متفکر مثبتتر استفاده کنید، بررسی میکند. با آوات همراه باشید.
مثبت اندیشی چیست؟

تفکر مثبت دقیقا چیست؟ ممکن است تصور کنید که مثبت اندیشی به معنی دیدن جهان با عینک خوشبینی یا نادیده گرفتن جنبههای منفی زندگی است. اما در واقع این تعریف درستی از تفکر مثبت نیست. مثبت اندیشی در واقع به معنای مواجه شدن با چالشهای زندگی با دیدی مثبت است. مثبت اندیشی لزوماً به معنای اجتناب یا نادیده گرفتن جنبههای بد زندگی نیست؛ بلکه به معنی بهترین استفاده از موقعیتهای بالقوه بد، تلاش برای دیدن بهترینها در افراد دیگر و نگاه مثبت به تواناییهای خودتان است. برخی از محققان، از جمله مارتین سلیگمن، روانشناس مثبت اندیش، تفکر مثبت را بر اساس سبک توضیحی (Explanatory Style) تعریف میکنند. اساس سبک توضیحی این است که شما رویدادهای پیرامونتان را چطور توضیح میدهید.
سبک توضیحی خوشبینانه: افرادی که دارای سبک توضیحی خوشبینانه هستند، زمانی که اتفاقات خوب رخ میدهند، همه چیز را به حساب خودشان می گذارند و نیروهای خارجی را برای نتایج بد سرزنش میکنند. چنین افرادی رویدادهای منفی را موقتی و گذرا میبینند.
سبک توضیحی بدبینانه: افرادی که دارای سبک توضیحی بدبینانه هستند، اغلب در صورت وقوع اتفاقات بد خود را سرزنش میکنند، اما نتایج موفقیتآمیز را حاصل عوامل بیرونی میدانند. چنین افرادی رویدادهای منفی را ماندگار و دائمی میدانند. بدون شک سرزنش کردن خود برای رویدادهای خارج از کنترل یا مشاهده این رویدادهای ناگوار به عنوان بخشی پایدار از زندگی، میتواند تأثیر مخربی بر وضعیت ذهنی شما داشته باشد.
روانشناسی مثبت در مقابل مثبت اندیشی
در حالی که اصطلاحات مثبت اندیشی و روانشناسی مثبت گاهی اوقات به جای یکدیگر استفاده میشوند، مهم است که درک کنیم که آنها یک چیز نیستند. مثبت اندیشی یعنی نگاه کردن به وقایع و رویدادها از دیدگاه مثبت. این نوعی تفکر است که بر حفظ نگرش مثبت و خوشبینانه تمرکز دارد. روانشناسی مثبتنگر شاخهای از روانشناسی است که به بررسی تأثیرات خوشبینی، عوامل ایجاد آن و زمان بهترین استفاده از آن میپردازد.
فواید تفکر مثبت برای سلامتی
در سالهای اخیر، به لطف کتابهای خودمربیگری مانند «راز»، اصطلاح مثبت اندیشی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در حالی که این کتابهای روانشناسی زرد یا عامه پسند اغلب تفکر مثبت را بهعنوان نوعی نوشداروی روانشناختی مطرح میکنند، تحقیقات تجربی نشان دادهاند که تفکر مثبت و نگرش خوشبینانه، تاثیرات مثبتی بر جسم و روان انسان دارند. برخی فواید جسمی و روانی مثبت اندیشی عبارتند از:
اگرچه مثبت اندیشی فواید زیادی دارد، اما گاهی تفکر واقع بینانه سودمندتر است. به عنوان مثال، در برخی موقعیتها، تفکر منفی در واقع میتواند به و نتایج دقیقتری منجر شود. در چنین شرایطی تفکر منفی و در نظر گرفتن جنبههای منفی، به افراد کمک میکند تا قضاوتهای بهتر و دقیقتری داشته باشند. خوشبینی واقعبینانه ممکن است یک دیدگاه ایدهآل باشد. ناامیدی که افراد خوشبین بعد از محقق نشدن رویاهایشان تجربه میکنند، میتواند تأثیر منفی بر شرایط روحی آنها داشته باشد. داشتن یک دیدگاه کلی مثبت که بر انتظارات واقعبینانه متمرکز است، ممکن است بهترین رویکرد باشد. در برخی موارد، تفکر مثبت افراطی میتواند از مرز چیزی که به عنوان مثبت گرایی سمی شناخته میشود، عبور کند. مثبت اندیشی افراطی و سمی عبارت است از اصرار بر حفظ یک طرز فکر مثبت، صرفنظر از این که یک موقعیت چقدر ناراحتکننده، وخیم یا آسیبزا باشد.
چگونه تفکر مثبت را تمرین کنیم؟
ممکن است بیشتر مستعد تفکر منفی باشید، اما استراتژیهایی وجود دارد که میتوانید از آنها برای تبدیل شدن به یک متفکر مثبت استفاده کنید. تمرین منظم این استراتژیها میتواند به شما کمک کند تا دیدگاه مثبتتری نسبت به زندگی داشته باشید. حتی خواندن این مقاله به این معنی است که شما تلاش میکنید تا مهارت مثبت اندیشی را در خود بهبود ببخشید. بابت این اقدام کوچک به خودتان اعتبار بدهید. همانطور که به دنبال تفکر مثبت، شادی یا رفاه هستید، به دستاوردهای خود توجه داشته باشید و بعد از هر برد کوچک، جشن بگیرید!
برای تمرین مثبت اندیشی متن کامل مقاله را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
در تاریخ تجارت تعداد کسب و کارهایی که اشتباه بزرگی مثل کداک مرتکب شده باشند، انگشت شمار است! تا حدی که در آموزش مدیریت کسب و کار، از داستان کداک به عنوان یک مطالعه موردی استفاده میشود! کداک که حتی در سفر به ماه فضانوردان را همراهی کرده بود و هر سال میزبان مراسم اهدای جوایز اسکار بود، ناگهان از عرش به فرش رسید و عرصه را به رقیب قدرش فوجی فیلم واگذار کرد. نظریهپردازان مدیریت کسب و کار توصیه میکنند که از اشتباهات این برند عبرت بگیریم و هر کاری که مدیران آن کردند، ما انجام ندهیم! اگر میخواهید بدانید که امپراطوری کداک چگونه در هم فرو ریخت، با آوات همراه باشید.
خداحافظی در اوج!
در روز 14 مارس سال 1932 جرج ایستمن مخترع فیلم رول و بنیان گذار کمپانی امریکایی کداک، اسلحه را روی سینهاش گذاشت و شلیک کرد! او که به یک بیماری نادر ستون فقرات مبتلا بود، فلج شده بود و نمیخواست بقیه عمرش را روی ویلچر بگذراند. جرج که تصور میکرد شرکت عریض و طویل کداک را دیگر توپ هم تکان نمیدهد، در وصیتنامهاش نوشته بود: «من کار خودم را انجام دادهام؛ دیگر دلیلی برای ماندن ندارم!» روحش هم خبر نداشت که 80 سال بعد، امپراطوریاش در هم میشکند!

جرج ایستمن پس از 3 سال آزمایش و تحقیق، در سال 1880 موفق شد دستگاهی با قابلیت کار با نگاتیو خشک برای تهیه عکس اختراع کند. او در سال 1884 این اختراع را به ثبت رساند و در سال 1892 کمپانی ایستمن کداک را افتتاح کرد. ظهور شرکت کداک، یک انقلاب بزرگ در صنعت عکاسی بود. دوربینهای سبک و ارزانقیمت از اولین محصولات این شرکت بود که در مدت کوتاهی در سرتاسر جهان شهرت یافت. شعار تبلیغاتی این دوربینها این بود: «شما فقط دکمه را فشار بدهید؛ بقیهاش را کداک انجام می دهد!» و رمز محبوبیت این دوربینها همین بود!
تا سال 1976، کداک توانست 90 درصد از بازار فیلمهای عکاسی و 85 درصد از بازار دوربینهای عکاسی را در جهان از آن خود کند. در سال 1996 این شرکت بعد از والت دیزنی، کوکاکولا و مک دونالد، جایگاه چهارم را در آمریکا از آن خود کرد و 6/1 میلیارد دلار سود سالانه ساخت! سود خالص کداک در سال 1999، به 5/2 میلیارد دلار رسید و پیشبینی میشد که تا سال 2011 به 6/2 میلیارد دلار برسد. اما پیشبینیها درست از آب درنیامد و کداک درست زمانی که در اوج بود، عرصه را به رقیبانش واگذار کرد.
طناب دار!
امپراطوری 120 ساله کداک در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۱۲ در هم شکست. شرکت کداک که بزرگترین تولیدکننده دوربینهای آنالوگ در جهان بود، اعلام ورشکستگی کرد و عرصه رقابت را به فوجی فیلم و کانن واگذار کرد. اما چه چیزی باعث شد کداک مایه عبرت صاحبان کسب و کارهای بزرگ شود؟ کداک که توانسته بود تصویر اولین سفر فضانوردان به ماه را ثبت کند و هر سال میزبان مراسم اهدای جوایز اسکار باشد، چرا به این روز افتاد؟ چه عاملی باعث شد کداک که برای آشنا کردن کودکان با عکاسی، نیم میلیون دوربین مجانی بین آنها توزیع کرده بود، از پس تحول دیجیتال برنیاید؟
مدیران کداک از تحولات دیجیتال و تغییر سلیقه مخاطبان خبر داشتند، با این حال نتوانستند از پس این همه تغییر بربیایند. در سال 1975 استیون سانسون یکی از مهندسان شرکت کداک، یک نمونه اولیه از دوربین دیجیتال تهیه کرد و نزد مدیرعامل وقت برد تا نظرش را بداند. اما پاسخ مدیرعامل به این اختراع حیرتانگیز چه بود؟ «ایده خیلی خوبیه، ولی در موردش با کسی حرف نزن!» اما چرا مدیرعامل یک شرکت جهانی و چندملیتی، باید به اولین نمونه دوربین دیجیتال جهان چنین واکنشی نشان بدهد؟
همانطور که گفتیم، مدیران کداک از تحول دیجیتال صنعت عکاسی و فیلمبرداری اطلاع داشتند و حتی تلاش کردند که با آن همراه شوند. اما موضوع مهمتر استراتژی بازاریابی و فروش کداک بود که با تحولات دیجیتال همخوانی نداشت. استراتژی فروش کداک بسیار موفق بود و سود هنگفتی به همراه داشت، و دوربین دیجیتال برای این استراتژی، حکم طناب دار را داشت! بقیه داستان پر آب چشم کداک را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
انتخاب یا ضرورت؟!
در تجارت مدیران کسب و کارها شمشیر به دست گرفتهاند و با هم میجنگند. در هر مبارزهای یک نفر میبازد؛ با این تفاوت که در دنیای تجارت، باخت به معنی مرگ کسب و کار است. تصمیماتی که مدیران در این مبارزه میگیرند، نقش حیاتی در سرنوشت کسب و کارها دارد و یک تصمیم یا استراتژی اشتباه، ممکن است به قیمت مرگ کسب و کار تمام شود. یکی از مواردی که مدیران باید در مورد آن تصمیم بگیرند، انقلاب دیجیتال است. ما در عصر انقلاب صنعتی چهارم زندگی میکنیم و باید با تبعات آن همراه شویم.
جایگاه فضای ابری به عنوان یکی از ارکان اصلی فناوری در مدلهای تحول دیجیتال بر کسی پوشیده نیست. مطالعات شرکت تحقیقاتی «تی ام فوروم» در سال ۲۰۲۲ حاکی از آن است که در راستای بهبود کارایی فرایندهای سازمانی، شرکتها بیش از پیش به رایانش ابری روی خواهند آورد. رایانش ابری با همراهی کلان دادهها و هوش مصنوعی، باعث میشود که منابع سازمان به صورت بهینه تخصیص داده شوند و نتیجۀ آن صرفهجویی در زمان و هزینهها خواهد بود.
از سوی دیگر در دنیای دیجیتال امروز، دادههای سازمانی میتوانند به عنوان یک دارایی راهبردی، به مزیت رقابتی تبدیل شوند. بر اساس مدلهای تحول دیجیتال برای خلق ارزش از دادهها، باید آنها را به بهترین شکل مدیریت، مهندسی و استفاده کرد و در نهایت، این جمعآوری و توزیع بهینه و امن دادهها باید به خلق ارزش و تصمیمگیریهای بهتر در سازمان بیانجامد تا چرخه تحول دیجیتال دادههای سازمان کامل شود.
به نظر شما بهترین تصمیم در چنین شرایطی کدام است؟ نرم افزارهای اتوماسیون مبنی بر ابر چطور میتوانند به کسب و کارها برای همراه شدن با انقلاب صنعتی چهارم کمک کنند؟
فیلیپ همپسون نایت که به فیل نایت شهرت دارد، در کتاب «کفش باز» همه تجربیاتش را با سخاوت تمام در اختیار خوانندگان قرار میدهد؛ تمام شکستها و فراز و نشیبهایی که در این سالها تجربه کرده و درسهایی که گرفته است. با مطالعه این کتاب درمییابیم که موفقیت حاصل تلاشهای ما است و به سادگی به دست نمیآید. «کفشباز» را به همه مدیران و صاحبان کسب و کار پیشنهاد میکنیم که به تواناییهای خود ایمان راسخ دارند و اهداف بزرگی را پیش روی خود ترسیم کردهاند.

نایت در بخشی از کتاب میگوید: «هر دوندهای اینرا میداند. کیلومترها میدوی و میدوی، بدون آنکه واقعاً دلیلش را بدانی. به خودت میگویی بهخاطر هدفی این کار را میکنی یا دنبال جمعیتی هستی؛ اما دلیل حقیقی دویدن تو آن است که جایگزین آن، یعنی ایستادن تو را تا سرحد مرگ میترساند. بهاینترتیب، در آن صبح سال ۱۹۶۲ به خودم گفتم: بگذار همه بگویند که ایدهات ابلهانه است، تو ادامه بده، نایست. حتا به ایستادن فکر هم نکن تا اینکه به آنجا برسی و فکرت را زیاد مشغول این نکن که آنجا کجاست. هرچه پیش آمد فقط نایست. این پندی استثنایی، پیشگویانه و ضروری بود که بهطور غیرمنتظرهای موفق شدم به خودم بدهم و از خودم بگیرم. نیمقرن بعد از آن روز، اکنون بر این باورم که این بهترین و یا شاید تنها پندی است که میتوانیم و باید به خود و دیگران بدهیم.»
نایت بر این باور است که تخصص اگرچه لازم است، اما کافی نیست و تا مهارت را چاشنی کار نکنیم، موفق نخواهیم شد. او از خواننده میخواهد که به ندای درونش گوش کند: «به مردان و زنان بیستوچندساله خواهم گفت که به کار یا تخصص یا حتی یک حرفه قانع نشوند. به ندایشان گوش دهند. حتا اگر نمیدانند که مفهوم آن چیست، آن را دنبال کنند. اگر ندایتان را دنبال کنید، تحمل خستگی راحتتر خواهد شد، ناامیدیها به محرک تبدیل میشوند و فرازها مثل چیزی نخواهند بود که تا به حال تجربه کردهاید.»
آندره آغاسی تنیسباز ارمنیتبار که خود نیز کتاب «آشکار» را به سبک «کتاب کفشباز» به رشته تحریر درآورده، میگوید: «کفشباز روایتی از سفر یک قهرمان بینظیر است؛ حکایتی حماسی از ایمان، عزم راسخ، تعالی، شکست، پیروزی، عشق و دانشی ارزشمند، پیدایش نایکی چیزی کمتر از یک معجزه نیست. من خواندن کتاب را با حالتی حیرت زده و متاثر تمام کردم و به خاطر تمام تجربههایی که فرا گرفتم بسیار قدردان بودم.»
کتاب «کفش باز» با عنوان انگلیسی Shoe dog: a memoir by the creator of Nike روایت زندگی کاری فیلیپ همپسون نایت موسس برند نایکی است که در ایران توسط شورش بشیری به فارسی ترجمه شده است. انتشارات ملیکان «کفش باز» را در سال 1396 منتشر کرده و در سال های 1398 و 1399 تجدید چاپ کرده است.
زندگانامه فیل نایت را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
به دنبال شیوع کووید و تاثیرات آن بر تجارت جهانی، سازمانها در حال بازنگری اساسی در سبد محصولات و خدمات خود هستند، زنجیرههای تامین خود را از نو ایجاد میکنند و بازسازی سازمانی در مقیاس بزرگ و تحول دیجیتالی را با سرعت بیشتری دنبال میکنند. دنیای تجارت در دو سال گذشته تغییرات جدی را تجربه کرده که در شرایط عادی به چند سال زمان نیاز دارد؛ و از آنجا که دنیا منتظر ما نمیماند، لازم است همگام با این تحولات، به فکر تغییر باشیم. انچه در این فرایند اهمیت مییابد، مدیریت تغییر است.
اما مدیریت تغییر سنتی که اغلب با فرآیندهای پیچیده همراه است و به زمان زیادی نیاز دارد، چیزی نیست که ما به آن نیاز داریم. برای همراه شدن با این تغییرات باید هوشمندانه و چابک عمل کنیم و مسیر تغییر را در زمان کوتاهتری طی کنیم. در این مقاله با استفاده از اصول و فرآیندهای توسعه نرمافزار اجایل یا چابک، دستورالعمل مدیریت تغییر را بازآفرینی میکنیم تا با تسریع و سادهسازی این فرایند، از این بحران به سلامت عبور کنید. با آوات همراه باشید.
چشم انداز تغییر خود را اعلام کنید
اولین قدم در مدلهای رایج مدیریت تغییر، ایجاد احساس فوریت است، اتفاقی که در سال 2020 به دنبال شیوع کووید رخ داد. بسته به میزان تغییری که در نظر دارید، میتوانید چشم اندازی را که ترسیمکننده وضعیت مطلوب شما است، تبیین کنید. این چشم انداز شامل اصول و ارزشهایی است که موضع شما در قبال تغییر را مشخص میکنند. در ترسیم این چشم انداز، به جزئیات توجه کنید؛ اما در عین حال در نظر داشته باشید که باید بتوانید به تعهداتی که در چشمانداز تغییر خود اعلام کردهاید، عمل کنید.
حرکت سریع به این معنی است که همه کارکنان نمیتوانند با شما همراه شوند و چشم انداز تغییر شما هم ایراداتی خواهد داشت. اما این چشم انداز با وجود همه ایراداتی که دارد، مشخص میکند که کجا ایستادهاید، به حدسها و گمانها پایان میدهد و برای توسعه برنامههایتان، برای شما زمان میخرد. ترسیم این چشم انداز به شما کمک میکند تا زمان و انرژی لازم برای مدیریت تغییر را در مسیر درست هدایت کنید.
از رسانههای اجتماعی برای افزایش مشارکت کارکنان استفاده کنید
برای سازمانهایی که به صورت مجازی فعالیت میکنند، رسانههای اجتماعی داخلی و پلتفرمهای همکاری، سریعترین و مؤثرترین راه درک تلاشهای شما برای مدیریت تغییر و به کارگیری افرادی هستند که از این تحول حمایت میکنند. اگر مدیرعامل یا سایر مدیران شما در این پلتفرمها فعال نیستند، به آنها کمک کنید تا تغییر رویه بدهند.
کانالهای اجتماعی غیررسمی برای شما و سازمانتان اعتبار ایجاد میکنند و امکان گفتگوی دوطرفه را هم فراهم میکنند. با همکاری کارمندهای تاثیرگذار (اینفلوئنسر) مکالمه آنلاین پیرامون مدیریت تغییر را آغاز کنید و با همراه کردن سایر کارکنان، یک جامعه مجازی برای هدایت افکار و اندیشهها ایجاد کنید.
رویکرد آزمون و یادگیری را بپذیرید
رویدادهای اخیر بر حقیقتی که بسیاری از مدیران از قبل میدانستند، صحه گذاشته است: اگرچه تبیین چشمانداز تغییر برای ایجاد مشارکت بین افراد بسیار مهم است، اما این چشم انداز از شروع یک پروژه تغییر تا پایان آن، به ندرت ثابت میماند. حتی در پروژههای کوتاهمدت هم باید به صورت مستمر نوسانات داخل و خارج از سازمان را مدنظر قرار داد. با توجه به این حقیقت، مدیران تغییر باید اقداماتی را انجام دهند که در ادامه شرح میدهیم:
اگر کسی که به شما بگوید یک راه میانبر برای دستیابی به اهداف مدیریت تغییر در یک شب پیدا کرده است، بدون شک دروغ می گوید! اما با این حال راههایی برای تسریع تغییر در دنیای سریع و نامطمئن امروز وجود دارد؛ راههایی که شرکتهای معتبر و موفق بینالمللی آن را کشف کردهاند. این شرکتها تغییر را پیشبینی میکنند، در جستجوی فرصتها هستند، خلاءهای توانایی افراد را به سرعت پر کنند و به سرعت تیمهایی را برای حل چالش موجود مستقر کنند.
پذیرش رسمی اجایل ممکن است برای سازمان شما مناسب باشد، شاید هم نباشد؛ اما اکنون زمان آن رسیده است که دریابید چگونه میتوانید مدیریت تغییر را سریعتر و قدرتمندتر انجام دهید. در حال حاضر تنها از یک موضوع میتوانیم اطمینان داشته باشیم و آن این است که تغییرات بیشتری در راه است! متن کامل مقاله را در وبلاگ آوات مطالعه کنید.
منبع: harward business review